نقد مجموعه‌ی شعر اصلن چرا ابدن

 

سروده‌ی آفاق شوهانی

 

نعمت مرادی

 به نقل از روزنامه‌ی آرمان و به نشانی زیر

http://armandaily.ir/?News_Id=86224

آفاق شوهانی شاعر این مجموعه، شاعری است که می‌کوشد به اعماق ذهن انسان رسوخ کند و جریان و دریافت‌های درونی را بازگو کند. این شاعر ، شاعری نیست که شعر واقع گرا عرضه کند و همه چیز را با همان نظم و ترتیب واقع گرایی ارائه دهد. این مجموعه شعر شیوه‌ای از نقض و نادیده گرفتن معیار‌های قراردادی واقع‌گرایی است، شیوه‌ای است برای یافتن روش‌های جدید در زبان و فرارکردن از رئالیسم یکنواخت بیرونی و امکانات نامنسجم زبان که به صورت کاملاً آزادنه‌تری در بندبند شعر‌های این مجموعه اتفاق می‌افتد، خانم شوهانی با استفاده از تلفیق کردن زبان معیار و گفتار دست به ریسک بزرگی زده است که در بعضی از شعر‌ها دچار ضعف و در بخشی از شعر‌ها دچار قوت می‌شود. این تلفیق کردن به‌وسیله تکنیک یا روشی مثل جریان سیال ذهن در این شعرها در بستر زبان اتفاق خوبی را رقم می‌زند. شیوه‌ای از روایت نامنسجم که به موجب آن شاعر به عمق جریان ذهنی خود، که از...........آگاه، نیمه‌آگاه، خاطرات و احساسات و تداعی تصادفی، نشات‌گرفته است بیان می‌شود. این روایت‌های نامنسجم در شعر‌های خانم شوهانی به‌وسیله یک نخ نامریی که بین بند‌ها قرار می‌گیرد به هم متصل می‌شوند، تا به یک کلیت معنایی برسند. یکی دیگر از این عواملی که در شعر خانم شوهانی مشهود است بحث زمان و نگرش تازه نسبت به مساله زمان است. خانم شوهانی از آن دسته شاعرانی نیست که بخواهد مسئله زمان را با نظم و ترتیب خاص به مخاطب ارائه دهد. بلکه می‌خواهد جریان خاص و دائمی در ذهن مخاطب به‌وجود بیاید. که وقایع یا اتفاقات شعری در گذشته، حال و آینده کاملاً درهم بیامیزد. این دو علت در شعر‌های خانم شوهانی شاید باعث عدم ارتباط میان شاعر و مخاطب و حتی پیچیدگی و معماگونه بودن و تا حدودی توجه نکردن به عنصر سوژه و تکیه کردن به گرانیگاه مرکزی می‌تواند باشد که باز این اتفاقات در شعر خانم شوهانی می‌تواند به‌صورت کاملاً نسبی بیفتد. شاعر بیشتر با نشان دادن تاثیر ذهنی خود از واقعیت تاکید دارد. او می‌کوشد تا به‌وسیله زبان و جریان سیال ذهن و شکست‌های زمانی رنگ‌ها – حالت‌ها و مکان‌های ذهنی و عینی را طوری خلق کند که مخاطب شعر را امروز بداند این ساخت‌های تازه و متنوع، ساخته ذهن شاعری است که می‌خواهد نو آوری و با جریان‌های عصر خود حرکت کند او شاعری است که کلمه – ترکیب – تکنیک را می‌شناسد و شاید هم برای آیندگان می‌نویسد –رفتم اردیبهشت پارسال را بردارم / دهان دره ببری بود که گربه می‌زد/وقتی که حرف‌های تو را به یکی از حرف‌های تو گفتم /چیزی که گم شد از پارسال بود / اجازه دهید یکی از زاویه‌های روز را همین جا باز کنم /از تو هرگز ما نمی‌خواهند . 2- ناگفته نماند حضور ذهن و درونگری در شعر خانم شوهانی امری تصادفی نیست، بلکه تلاشی بوده است که از سوی شاعر پی‌ریزی شده است. او کوشیده است تا روایت‌های نامنسجم ذهنی را بر شاعران همه عصر خود آشکار سازد. او به‌وسیله شکستن نحوی کلمات، جانشینی و همنشینی، در ساختار کلی شعر سعی بر این دارد تا مخاطب را به فکر وا دارد و شعر را به‌صورت لایه‌لایه ارائه دهد مخاطب بخاطر اینکه دوباره چیزی از شعر بفهمد مجبور می‌شود به خود شعر برگردد و خوانشی دوباره  و سه باره داشته باشد. شعر‌های این مجموعه قائم به ذات خودشان هستند. مخاطب برای درک و فهم بهتر شعر‌ها دیگر نمی‌تواند دست به دامن ارجاعات بیرونی شود و مجبور می‌شود. خوانشی دوباره از شعر‌ها داشته باشد. این اتفاقات در شعر شوهانی باعث شده، شوهانی را شاعری متفاوت‌نویس ببینیم که امضا و هویت خاص خود را داشته باشد. این شعر‌ها طوری در بستر زبان اتفاق می‌افتند که شاعر تجارب ذهنی خود را که در هزار تو‌های ناخودآگاه ذهنش دفن شده‌اند. توسط تجربه‌های زیستی و ذهنی بیرون ریخته است. تا با کنار هم قرار دادن تکه‌های پراکنده ذهن، به لذت کشف هم برای خود و هم برای مخاطب نائل گردد. این مخاطب یا خواننده با توجه به پیشینه ذهنی خود انتظاراتی را از شعر جست‌وجو می‌کند و به واسطه ادراکات و دانسته‌های قبلی خود، چیزی مشابه آنچه را که قبلاً درک کرده است در ذهن خود تداعی می‌کند، پس انگیزه‌اش این ادراکات قبلی در شعر یا هر اثر هنری و ادبی، خاطرات را در ذهن خواننده زنده می‌کند و به‌تدریج که عمل قرائت خواننده در شعر پیش می‌رود ، خواننده یا مخاطب در صدد حدس وقایع بعدی یا نتایج نهایی برمی‌آید، چراکه انتظار دارد شعر قرائت شده فعلی مطابق با واقعیت‌هایی باشد که او آنها را قبلا تجربه کرده است. ولی این اتفاق دیگر، در شعر‌های شوهانی شاید اتفاقی نباشد که برای مخاطب تجربه شده باشد و شوهانی دیگر