به تأخیر از آمدنت

 

 

به تأخیر از آمدنت

گیج از سبقت ماشین‌ها می‌مانم بر شیب لیز خیابان

باران بر شیشه‌ها

دایره و دلقک شده

خطوط و دایره‌ها را می‌شمارم

 

حالا سبقت گرفته‌ام

روی یک دنده

از آمدنت به تأخیر افتاده‌ام

و به تعابیرت دور می‌زنم

 

باران شیشه‌ها را مک زده

و دلقک‌هایی را که می‌گفتی در سرم گیج می‌روند

روی یک دنده که می‌خندی

از دنده‌های شیطان متولد می‌شوم

 

دوباره سبقت می‌گیرم

اما تو نقطه نقطه از دایره‌ها کوچک‌تر شده‌ای

و بر خطوط دستم دلقک‌ها رسم شده تا خط کشی خیابان

دور می‌زنم دایره‌ها و دلقک‌ها را برمی‌گردم

و راه آمدنت را دور می‌زنم.