باز هم این ساعت

 

باز هم این ساعت ِ نیامده رفته تا دیروقت

با تو که بگو چند می‌آید

کی؟

کجا؟

چگونه؟

با کلمه کلمه که می‌نوشند خون مرا

با پر که می‌کشم پرواز

با گیجی روز که می‌بردم باد

دَمْ رَمْ راهْ رها

می‌بردم تا

می‌بردم با تو که می‌کُشدم ناز که می‌کُشدم تا بیاید ساعت ِ رفته

 

آه از این نقطه که می‌برد آب که می‌برد رو

که می‌برد خیسِ خیس مرا

آه از این نقطه که شلیک می‌شد اگر رو به تو

اگر رو به من

من و آن‌گاه من بی‌نقطه

                             بی‌حرف

                                        تمام.