خطی که همیشه اشغال
این از خطی
که همیشه اشغال است
جارو بکشم؟
به کجا بریزم این آشغال لعنتی را
بیا
بیا اینهم از جارو
اینهم از سطل
اینهم از زنی که منم
برق میاندازم عین آیینه گوشه و کنار قرارم را
میکشم
میکشم به هر کجا که بیایی
بیا
بیا
اینهم پارک
اینهم سایه روشن چند درخت
اینهم نیمکت
اینهم دیرکردنت
دیر دیر تا دیروقت
چقدر تاریکی بکشم؟
بر اندام این زن
این زن جارو کشیده بر هر چیز
پشت این خط نشسته و می گوید:
«آخه آشغال! دوستت دارم»
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۸۹ ساعت 19:32 توسط آفاق شوهانی
|
نشانى پستى: