فوری‌ترین عکس

 

این فوری‌ترین عکس... ببین!

کله‌ام در حوالی بهشت پرسه می‌زند

نه!

نه!

باور کنید این لکه‌ها خون خودکار است

[ زمینه‌ی متن: عنتر ِ آخرین سمفونی بر پرده‌ی سینما عاشق‌ترین مرد نعره‌ترین

می‌زند

من شبی از شب‌ها

پایان ناخوشی آبستن هر چه از این حادثه می‌چینید

سرکشی‌ترین بودم بر یا از درخت همسایه

نه!

فقط شما بر یک صفحه‌ی سفید کِل می‌زنید

داماد پرده‌ها کنار می‌زند

چند کله‌ام از لایه‌ی اوزون زده بیرون شمارشش با شما

مأیوس صحنه‌هام گیج گیج

[ بر زمینه خط می‌زند سیاه                     قرمز به سرخی می‌زند نعره‌ترین زن‌ها

آبستن شاخک‌های الکتریکی ]

اما مامای من کیست؟

کله‌ی من نیامده قورمه‌سبزی آماده‌ست بفرمایید

شرحه شرحه‌ترین ماجرا برای روز اول مهر به آبان بردم

فواره‌هایم خشک

لایه‌هایم تیفوسی

[ سینمای آزادی کج شده

زن همچنان قیقاج می‌رود