با بهار

 

سال نو مبارک و همه ی لحظه هایتان بهاری. با شعری جدید به استقبال شما و به استقبال بهار آمده ام

با بهار از هوایت می‌گذرم

کنار روزها

کنار رودخانه‌ها

خواهر باد همین است

لابه‌لای فروردین سرک می‌کشد

برج‌هایت را می‌شمارد:

پسرم! اشک‌هایت را بردار

عقربی‌ست حوای آبستن تو!

می‌وزم اما کی کجا چگونه؟

ماهی کوچک رودخانه‌ها بگوید؟

برای مرگ بوی تعفن می‌دهم

(شنیدنش از حوصله‌ی شما شرم‌آور

آیا باد عاشق است

گربه‌ها را لیس می‌‍زند

بعداز ظهر ِ رفتن تو

گربه‌ها را دوست ندارم

و این‌که ساعت‌ها زیر باران رنگین‌کمان شوی

یک جای این کوچه تلخ است

و کلاغ‌ها بر برج‌ها بهار را قار قار می‌زنند

سایه‌ات را بردار و ببر مریم کوچک!

رودخانه این کودک را پس نمی‌دهد

فروردین یا اردیبهشت

با بادها گفته باشم!